معرفي شد، و عملاً تحت تسلط سانرون باقي ماند. مذهب جوجيتسو معادل ساتياسيدي - شاستراي هندي، متعلق به آيين هيناياناست، و معادل چيني آن چئنگ شيه تسونگ است. اين مذهب هم از ميان رفته است.
زايران بودايي
در فقرهٴ و يادداشت مرا دربارهٴ هسوان تسونگ زاير بزرگ ببينيد. هسوان تنها بودايي چيني نبود كه به هند رفت، بلكه ميتوان گفت او برجستهترين عضو گروهي نسبتاً عظيم به شمار ميرفت.
برخي زايران در 638 و 650 از كره آمدند.1 سفرهاي اين افراد تا حدود زيادي در انتشار و توسعهٴ تمدن مؤثر بود، ولي گفتوگو از يكايك آنان مرا از راه خويش دور خواهد ساخت. همچنان كه، به مبشران بسياري كه تمدن را همراه با مسيحيت به اروپاي بربرها بردند، به همان دليل، اشارهاي نكردم. از اين مردان مقدس -- كه دين ما به ايشان فراوان است -- تنها وقتي ميتوانم سخن بگويم كه آثار مهمي به جاي نهاده، يا از طريق ديگري در پيشرفت معرفت شركت كرده باشند.
نكتهٴ اصلي اين است كه انتشار بوداييگري براي آسياي مركزي و شرقي همان اهميت عظيمي را داشت كه انتشار مسيحيت براي اروپا. در هر دو مورد، دين وسيلهاي براي تمدن عاليتر بود؛ و اين دو دين در اعصار بعدي هر قدر هم مانع يا مشوق پيشرفت علم شده باشند، نبايد فراموش كنيم كه اين اديان پيدايش علوم را در مناطق وسيعي از جهان ممكن ساختند و نخستين مساعي را در راه پيشرفت آنها را تسريع كردند. اين حقيقت روشني است كه مسيحيت و بودائيت در هر كشور غيرمتمدني كه نفوذ كردند، فرهنگ و علم را با خود به همراه بردند.
تعداد مذاهبي كه مقارن آن ايام رشد ميكند مؤيد علاقهٴ مردم و پيچيدگي روزافزون نيازهاي دينيشان است.
رشد يهوديت
پس از تدوين تلمود در نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم، بابل تا چندين قرن به عنوان مركز اصلي تعاليم يهودي باقي ماند. رؤساي دو مدرسهٴ ديني بابل (در سورا و پومبديته) عنوان افتخاري گائون2 (معظّم) يافتند. نميتوان گفت اين عنوان دقيقاً از چه زماني متداول شد. نخستين گائونهاي